انواع معلولیت.١٢.ضایعه نخاعی

ضايعه نخاعي

نخاع :

می توان نخاع را بزرگترين عصب بدن ناميد. اعصاب، ساختمانهای طنابی شکلی ميباشند که از رشته های عصبی کوچکتر تشکيل شده اند. نخاع مانند کابل اصلی تلفن عمل ميكند و مغز را به ساير قسمتهای مختلف بدن متصل می سازد. اگر تصور کنیم که نخاع به صورت کابل اصلی تلفن عمل می کند، مرکز اصلی تلفن مغز بوده و قسمتهای مختلف بدن مشترکين تلفن می باشند. پيامها از مرکز تلفن به مشترکين رسيده و همچنين از مشترکين به مرکز تلفن می رسد. به اين معنی که دستوراتی که منجر به حرکت اندامها می شود، از مغز صادر شده و از طريق نخاع و سپس اعصاب محيطی به عضلات می رسند و همچنين گيرنده های حسهای مختلف مثل حس لمس و يا درد، آن را ثبت کرده و از طريق اعصاب محيطی به نخاع رسيده و بعد به مغز می رسند و باعث می شوند مغز حسهای مختلف را درک کند. از حسهای مختلف می توان به حس لمس، گرما، سرما و درد اشاره نمود. طول نخاع حدود 45 سانتيمتر است و از پايين مغز شروع شده و تا حدود کمر ادامه می يابد. سی و يک جفت عصب از نخاع خارج می شود. اين اعصاب از قسمتهای مختلف خارج شده و عمل قسمتهای مختلف بدن را کنترل می نمايند.

آسيب نخاع چيست؟

ممکن است نخاع در اثر بيماری و يا ضربه آسيب ببيند. در اکثر موارد آسيب نخاع به علت فشار وارد شده از مهره ها می باشد و در اثر اين آسيب، نخاع ورم کرده يا دچار خونمردگی می شود. ممکن است آسيب باعث پاره شدن فيبرهای عصبی نخاع شود. عفونت و يا بيماريهای ديگر نيز ممکن است باعث همين نوع آسيبها گردند. برای اينکه نخاع آسيب شديد ببيند، لازم نيست که حتما” قطع شود. اگر چه مطالعات مختلفی در حال انجام است تا امکان ترميم نخاع را فراهم سازد و اين تحقيقات در حيوانات با درصدی از موفقيت همراه بوده است، ولی در حال حاضر نخاع پس از قطع شدن ديگر قابل ترميم نخواهد بود، ولی به تازگی روشهايی برای پيوند نخاع در دست بررسی است و برخی از نتايج اوليه آن اميدوار کننده می باشد. اين جمله به معنی عدم بهبود شرايط بيمار آسيب نخاعی نيست و بسته به اينکه علت آسيب خونمردگی يا تورم باشد، بيمار بهبود عصبی پيدا خواهد نمود. اين بهبودی شامل تغيير در حس و يا توانايی حرکت اندامها و يا هر دو است،مقدار بازگشت حس يا حرکت در هر بيمار متفاوت بوده و با معاينه دقيق تا حدی قابل پيشگيری است.

بعد از ايجاد آسيب نخاعی تمامی اعصابی که بالای محل آسيب قرار دارند به کار خود به همان شکل قبل از آسيب ادامه می دهند، اما در زير سطح آسيب نخاعی اعصاب نمی توانند پيامها را بين مغز و قسمتهای بدن رد و بدل نمايند، علت اين مساله قطع شدن ارتباط بين دو قسمت نخاع است.

منظور از تتراپلژی ( کوادری پلژی ) يا پاراپلژی چيست ؟

بيمارانی که دچار آسيب نخاعی می گردند، به دو دسته تتراپلژی (کوادری پلژی ) و پاراپلژی تقسيم بندی می شوند. به فردی پاراپلژيک گفته می شود که حس و حرکت تنه و يا اندام تحتانی خود را از دست داده باشد. اين نوع آسيب در اثر صدمه به نخاع در ناحيه سينه، کمر يا خاجی ايجاد می شود. بسته به اينکه آسيب در کجا اتفاق بيفتد، کنترل بخشهای خاصی از بدن از دست می رود، هر چه محل صدمه بالاتر باشد، مقدار بيشتری از حس و عضلات نسبت به کسی که دچار آسيب ناحيه خاجی شده، از دست می رود.

وقتی آسيب در ناحيه گردن اتفاق بيفتد، فرد کنترل حس و حرکت اندام فوقانی، تنه و اندام تحتانی را از دست می دهد. به اين حالت تتراپلژی می گويند. ( تترا و کوادری از لحاظ لغوی به معنی چهار می باشند ). گاهی اوقات نخاع تنها دچار التهاب و خونمردگی می شود و وقتی که التهاب يا خونمردگی برطرف شد، امکان بازگشت عملکرد نخاع وجود دارد، ولی در حال حاضر روش قابل اعتمادی وجود ندارد که مشخص کند کدام اعصاب احتمال برگشت دارند. اما هر چه زمان طولانی تری بگذرد و اعصاب عملکرد خود را به دست نياورند احتمال برگشت آنها کمتر می شود. اگر مقداری برگشت در عملکرد ديده شد، اميد ما برای بازگشت بيشتر عملکرد افزايش می يابد، ولی هيچ تضمينی در اين مورد وجود ندارد.

برخی افراد چند هفته يا چند ماه بعد از آسيب نخاع دچار حرکات خود بخود اندامها، به صورت انقباض عضلات و يا حرکت ناگهانی اندام می شوند. اين حرکات غير ارادی است و اسپاسم عضلانی می باشند و علامت برگشت کار عضله نمی باشند. فرد قادر به کنترل اين حرکات نيست، اسپاسم بعلت دستورات اشتباه اعصاب است که باعث حرکت عضله می شوند. اسپاسم معمولا” درد ندارد، اما ممکن است مدتی طول بکشد تا فرد به اين حرکات غير ارادی عادت کند. اسپاسم عضلات برای فرد می توانند مفيد نيز باشند، زيرا باعث می شوند عضلات انقباض خود را حفظ کنند.

به افزايش شدت اين اسپاسم ها اسپاستيسيتی گفته می شود. شديد شدن اسپاستيسيتی می تواند علامت وجود مشکلی در زير سطح ضايعه نخاعی باشد. به عنوان مثال افزايش اسپاستيسيتی می تواند نشانه وجود عفونت ادراری باشد يا حتی رشد ناخن به داخل گوشت و ايجاد عفونت در آن محل می تواند باعث افزايش اسپاستيسيتی گردد. اسپاسمها اگر باعث بيدار شدن در طول شب شده يا باعث درد شوند، می توانند برای فرد مشکل ساز باشند.

علاوه بر مشکلات ايجاد شده در زمينه حس و حرکت اندامها، آسيب نخاع باعث بروز تغييراتی در وضعيت تنفسی، وضع روده، مثانه و عملکرد جنسی می شود.

آيا آسيب نخاع قابل بهبود است؟

تقريبا” هميشه پس از آسيب نخاع مقداری بهبودی ديده می شود. تحقيقات بسيار وسيعی در حال انجام است و در برخی حيوانات و حتی در انسانها با موفقيتهايی همراه بوده که اميد به بهبود قطع نخاع را در آينده ايجاد کرده است. آسيبهايی که همراه با قطع نخاع نباشند، همراه با درجات متفاوتی از بهبودی می باشند. و می توان گفت در بسياری از بيماران مقداری از بهبودی تورم در نخاع باعث برگشتن عملکرد اعصاب قطع نشده ميگردد.

منظور از بهبودی در وضعيت بيمار چيست و مقدار آن چقدر است؟

بعد از آسيب نخاعی مقداری از قدرت حرکتی و حسی بيمار برگشت می کند. اين مقدار تحت تاثير عوامل مختلفی بوده و در بيماران مختلف با يکديگر متفاوت است، ولی تا حدودی قابل پيش بينی است و بيشتر در طی شش ماه اول پس از آسيب ، ديده می شود، گاهی حتی سالها بعد نيز بهبودی ديده می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: