کوتاه قامتانی با اراده آهنین/هنرمندی دستانی کوچک بر کلاف های رنگارنگ

خبرگزاری شبستان: مریم و فرهاد خواهر و برادری معلول هستند که با وجود تمام محدودیت ها، امیدوارانه به زندگی خود ادامه داده و الفبای همدلی و مشارکت را با هم بخش می کنند.

خبرگزاری شبستان– گیلان: معلولان بسیاری در جامعه وجود دارند که دارای توانمندی های بسیار هستند و باید اعتماد به نفس را در آنان تقویت کرد تا بتوانند علی رغم برخی محدودیت های جسمی، زندگی آزادنه  ای در جامعه داشته باشند.

این انسان ها اگر چه دارای معلولیت هستند اما اراده ایی آهنین دارند و نیازمند حمایت هستند تا بتوانند استعدادهای خود را به منصه ظهور برسانند.

توانمند سازی این افراد و حمایت از آنها که بیشترین وقت خود را در میان خانواده سپری می کنند می تواند زمینه اشتغال و در نتیجه استقلال مالی شان را فراهم کرده و از بار مالی خانواده بکاهد.

مریم و فرهاد خواهر و برادری معلول هستند که با وجود تمام محدودیت ها، امیدوارانه به زندگی خود ادامه داده و الفبای همدلی و مشارکت را با هم بخش می کنند.

این خواهر و برادر در روستای گره گوابر از توابع بخش رحیم آباد رودسر زندگی می کنند، روستایی در ارتفاعات اشکور سفلی با مردمانی سخت کوش، مهمان نواز و خونگرم،  اهالی روستا توجه ویژه این به این دو انسان دوست داشتنی دارند.

فرهاد و مریم از نمایندگان کوچک روستا هستند که در عین داشتن معلولیت توانمندی بسیاری داشته و بیشتر صنایع دستی روستا متعلق به این خواهر و برادر معلول است که در جشنواره های مختلف شرکت کرده و به نمایش می گذارند.

این خواهر و بردار گره گوابری به دلیل مشکلات ژنتیکی و رشد ناکافی از کوتاهی قد رنج می برند اما این کوتاهی قد مانع از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی آنان نشده است.

مریم امیری با بیان اینکه کوتاهی قد مشکلات بسیاری برایمان دارد به خبرنگار شبستان گفت: اوایل تطبیق با این شرایط بسیار مشکل بود و منزوی شده و سعی می کردیم همیشه در خانه بمانیم تا در نگاه های ترحم آمیز دیگران قرار نگیریم.

وی با تصریح اینکه سه برادر داشتم که یکی به دلیل مشکلات جسمانی فوت شده است افزود: فرهاد نیز به مانند من مشکل کوتاهی قد دارد و در تکلم تا حدودی ناتوان است اما دیگر برادرم از لحاظ جسمانی سالم ولی قادر به حرف زدن نیست که ازدواج کرده و دختری سالم دارد.

مریم ادامه داد: من و فرهاد علاقه بسیاری به صنایع دستی به ویژه کاموابافی داریم و بیشتر وقتمان در حال بافتن سپری می شود.

وی اذعان کرد: کاموا بافی را به فرهاد آموزش دادم و هر دو با هم  شروع به بافتن می کنیم، طرح ها را من کشیده و رنگ ها را فرهاد انتخاب می کند.

مریم با بیان اینکه تلاش می کنیم تا درمانی برای زخم های پدر و مادرم باشیم افزود: پدرم فندوق کار است و در فصل برداشت فندوق به باغ می رویم و از زیر درختان، فندوق ها را جمع می کنیم تا به پدرمان کمک کنیم.

وی با بیان اینکه جمع کردن فندوق از پای درختان برای ما بسیار لذت بخش است افزود: پدرمان پول سبدهای پرشده را به عنوان تشویق به ما می دهد و با آن پول برای خودمان میل و کاموا و اسباب بازی می خریم.

این دختر گره گوابری از علاقه بسیارش به برادرش فرهاد گفت و افزود: زندگی بدون فرهاد برایم مشکل است و بسیار به هم وابسته ایم و سعی می کنیم تا تکمیل کننده هم باشیم.

فرهاد با چشمانی معصوم به مکالمه من و خواهرش گوش می داد و هر از گاهی لبخندی با خجالت می زد و با دست کارهایش را نشانم می داد. تلاش کردم تا با او هم کلام شوم اما به پشت مریم رفت و سر خود را پائین آورد. مریم گفت: لکنت شدید زبان باعث شده خجالت بکشد با کسی همکلام شود.

وی از دغدغه ها و آرزوهای کوچک و بزرگشان گفت و تصریح کرد: دوست دارم به همراه خانواده ام زندگی معمولی داشته و بتوانم کمک حال آنها باشم و به زیارت امام رضا(علیه السلام) بروم.

مریم با بیان اینکه فاصله روستا از شهر بسیار زیاد است گفت: شاید سالی یک بار از روستای خود خارج شویم بیشتر اوقاتمان را در روستا و در کنار مردمان خونگرمی هستیم که هر یک تلاش می کنند تا چیزی آموزشمان داده و کمک حالمان باشند.

وی به کمک اهالی روستا اشاره و بیان کرد: در روستای ما مشارکت و همکاری بسیار است و در مناسبت های مختلف به همت کانون فرهنگی و هنری مسجد روستا نمایشگاه های مختلف دایر می شود.

این هنرمند گره گوابری ادامه داد: من و فرهاد تمام کارهای دستیمان را در این نمایشگاه ها به نمایش می گذاریم و اکثر کارها و صنایع دستی روستا متعلق به ماست که با فروش آن پس اندازی برای خود می کنیم.

وی با بیان اینکه کانون فرهنگی هنری مسجد محله مان بسیار با ما تعامل دارد افزود: بیشتر صنایع دستی ما در شهر رودسر و رحیم آباد توسط مسئول کانون در نمایشگاه ها ارائه می شود تا کمک خرج زندگی و امیدی برای تلاش هایمان و تداوم آن باشد.

این انسان ها نمادی از تلاش و کوشش برای جوانانی هستند که به دلیل نبود اشتغال همیشه معترض هستند.این خواهر و برادر با وجود تمام کاستی ها، تلاش می کنند تا در زندگی خود مستقل بوده و عمر خود را با آموزش و ساخت صنایع دستی سپری کنند. آثاری که در صورت حمایت مسئولان مربوطه و مردم می تواند گره گشای زندگی این دو هنرمند معلول گره گوابری باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: